عیدی ما و خبر خوش بارداری
سلام مامان جان بالاخره انتظار به پایان رسید و خدا لطفش رو شامل حال ما کرد ودر روز تولد امام رضا عیدی مونو داد. همیشه وقتی می رفتم تو نی نی سایت به خودم می گفتم یعنی میشه منم یه روز بیام و خاطره باردار شدنمو بنویسم ، ولی امروز همون روز زیباست روزی که هنوز خودم هم اونو باور نکردم هنوز در شک هستم . ماجرا از اولین لحظات اولین روز نوروز امسال شروع شد وقتی که بابایی بعد از آرزوی سلامتی دعا کرد سال آینده خدا تو رو به ما بده و همین شروعی بود برای یه برنامه ریزی منظم. کم کم خودمونو حاضر می کردیم، آزمایش سلامت ، دندون پزشکی ، تغذیه سالم و حتی خرید وسایل و خواندن انواع مقالات پزشکی و تربیتی و مهم تر از همه آمادگی روحی و روانی لازم. تمام برن...
روز شماری
سلام عزیز دل مامانی د و ست دارم تا بینهایت خیلی وقته نیومدم به وبلاگت ، نه اینکه وقت نداشتم ولی می خواستم دست پر بیام . نفسم ماه قبل که نیومدی پیشمون ، وقتی من و بابایی رفتیم زیارت امام رضا ازش طلب کردیم پیش خدا واسطه بشه بیای پیشمون ، حالا این ماه داریم لحظه شماری می کنیم و شمارش معکوس رو شروع کردیم تا بدونیم خدا مارو قابل دونسته که امانتش رو به ما بده. عزیزم بدون مامان و بابا شب روز به یادت هستن و بهت فکر می کنن و دعا می کنن سالم و سلامت بیای تو آغوشمون، جیگرکم از مشهد چندتا سوغات خوشمل هم برات آوردیم که نگی به یادت نبودیم راستی خاله مریم هم از دبی زحمت کشید و برات شامپو آورده که حسابی دستش درد نکنه.(مرسی خاله...
انتظار شیرین
سلامی به وسعت تمام آسمانها و درودی به فزونی تعداد ستارگان آغاز می کنیم کلام را با نام حق که مهربان مهربانان ست. و تو که چو مرواریدی در صدف خود آرمیده ای. سلام عزیز دل مامان و بابا ، خوبی ؟ نمی دونم الان در چه مرحله ای از وجودیتت هستی ، وارد صدف زندگیت شدی یا هنوز پیش خدایی. عزیزم هر جا که هستی فقط سالم و سلامت باشی و اینو بدون که همیشه در قلب و ذهن ما حضور داری. نفسکم من وبابایی فردا داریم میریم پابوس امام رضا ، امیدوارم تو هم تو این سفر همراه ما باشی تا شادی مارو صد چندان کنی. ان شاا... خدا لطفش رو شامل حال ما کنه و خودش سوغاتشو بهمون بده راستی نخودی جونم مامان ملوک برات یه جوراب خوشمل خریده اون طفلک هنوز از هیچی خبر نداره مامان...
آخرین تولد مامان بدون وجود تو
یکی از روزهای تابستان
سلام عزیزکم این مطالب رو در حالی دارم برات می نویسم که نمیدونم تو دلم هستی یا نه ولی امیدوارم که حتما و به امید خدا باشی ، دلم برات تنگ شده مامان جونی. یه حسه عجیب و دردای خاصی دارم ولی نمی خوام خودمو امیدوار کنم چون میترسم هنوز وقت اومدنت نباشه بعد خدایی ناکرده ناراحت بشم. نخودی من البته شایدم یه نخود و لوبیا باشین مامان فداتون بشه هر وقت شما هم دلتون برا مامان و بابایی تنگ شد از خدای مهربون بخواین شما رو بفرسته تو بغل ما. ما تمام سعیمون رو می کنیم تا پیش ما بهتون خوش بگذره. دوسسسسسسسسسسسسسستون داریم &...
تولد مامانی
سلام نخودی مامان با یه خبر اومدم برات ، دیروز تولد مامانی بود و بابایی و خیلی از دوستای مامانی با دادن پیغام تولد مامانو خوشحال کردن و بابایی با کادوش مامان کلی خوشحال کرد ، بابا جونی دستت درد نکنه خیلی خیلی دوست دارم خودت بهترین هدیه از طرف خدا تو زندگیم بوده و هستی. بوسسسسسسسسسس ان شاا... این سال آخری باشه که ما بدون حضور تو تولد میگیریم. عزیزکم دیشب شب 21 ماه رمضان و شب احیا بود و من و بابایی با همه وجود و از ته دلمون از خدا خواستیم که تو رو تو دامن ما بزاره و زندگی ما رو بیشتر از قبل شیرین کنه. زودتر بیا عسسسسسسسسسسلکم دوست ...







